درختی که «امید» نام گرفت
در بیمارستان هاشمی رفسنجانی (مرکز سرطان)، درختی با نام «درخت آرزوها» شکل گرفت. فضایی که بیماران میتوانستند نیازها خود را روی کارتهای رنگی بنویسند، تا شاید با همراهی خیرین، بخشی از آنها تأمین شود. از پرداخت یک هزینه تا ارائه یک خدمت، اما قصه این درخت، آنطور که پیشبینی شده بود ادامه پیدا نکرد. با رایگان شدن هزینه تزریق داروهای شیمیدرمانی در بیمارستان، یکی از دغدغههای مهم بیماران که میتوانست موضوع این درخواستها باشد، برطرف شد و به تدریج نوشتههای روی شاخهها نیز رنگ دیگری گرفت. در میان کارتها، کمتر از نیازهای مادی گفته شد و جای آنها را دعا گرفت. کسی برای سلامتی عزیزی نوشت، دیگری آرزوی بهبودی کرد و روی یکی از کارتها تنها چند کلمه ساده دیده میشد:
«خدایا مرا دوست داشته باش...»
آنچه در ابتدا راهی برای پیوند میان بیماران و خیرین بود، به دست خود بیماران و همراهانشان معنای تازهای پیدا کرد؛ جایی برای نوشتن آنچه شاید در روزهای سخت درمان بیش از هر چیز در دل آدم میگذرد. همین تغییر خودجوش، نام تازهای هم برای این درخت به همراه آورد: « درخت امید»
امروز کارتهای رنگی آویخته از شاخههای آن، روایتهای کوتاهی از آدمهایی هستند که با وجود تجربه بیماری و درمان، هنوز به فردا فکر میکنند، برای یکدیگر دعا میکنند و درد و دل هایشان را با چند کلمه بر شاخههای این درخت به یادگار میگذارند. درختی که قرار بود میزبان نیازها باشد، امروز میزبان امیدهاست.
/انتهای پیام
بنیاد امور بیماریهای خاص
@cffsd