بنیاد امور بیماری های خاص (cffsd.org)
ديابت در گذر تاريخ
سه شنبه 31 اردیبهشت 1387
بسیاری فکر می کنند که دیابت یک بیماری قرن بیستمی است. اما در دوران باستان هم این بیماری شناخته شده بوده است. برخي پزشكان روزگار بستان نشانههاي آن را بهخوبي توصيف كرده و راههايي براي درمان آن پيشنهاد كرده بودند. در پاپيروسي از 1552 سال پيش از ميلاد، پزشكي مصري از بيماري رازآلودي نوشته است كه با ادرار فراوان همراه است.
اريتيوس پزشک یونانی که در سال های 90 تا 30 قبل از میلاد مسیح می زیسته است، در كنار پرادراري، نشانههاي ديگر اين بيماري مثل تشنگي هميشگي و كاهش وزن، را ذکر کرده است. نام ديابت را نيز همین پزشک یونانی براي اين بيماري انتخاب کرده كه در زبان یونانی به معناي «گذر كردن» يا «جريان پيدا كردن» است. او ديابت را پيامد آبشدن گوشت دست و پا و وارد شدن آن به ادرار ميدانست.
جالينوس، پزشك سرشناس ارتش روم که در سال های 129 تا 200 بعد از میلاد می زیسته، بر اين باور بود كه این بيماري در اثر اختلال کار كليهها پديد ميآيد. گفتنی است که نزديك 18 قرن، همه پزشكان چنين نظري را درست ميدانستند.
شيرين بودن ادرار بيماران ديابتي نيز از گذشتههاي دور روشن بود و در نوشتههاي پزشكي هندي و قانون ابنسينا به آن اشاره شده است. درستي اين نظر را متيو دابسون در سال 1775 با بخار كردن ادرار بيماران ديابتي و به دست آوردن دانه های متبلور قند، بيش از پيش روشن كرد. پس از این کار دابسون بخش دوم نام بیماری دیابت شیرین که در لاتین «ملیتوس» است، به آن اضافه شد. در واقع در آن دوران پزشکان 2 نوع بیماری که با پرادراری همراه است، تعریف می کردند و هر دوی آنها را دیابت نام گذاری کرده بودند. فقط یکی از آنها را شیرین و دیگری را غیر شیرین می دانستند. البته در آن زمان هنوز گمان می کردند که علت هر دوی این دیابت ها اختلال کار کلیه هاست. این نظریه آنقدر قدرت داشت که بسياري از پزشكان در آن زمان، پيشنهاد می کردند که به اين بيماران بايد قند خوراند تا كمبود قند آنها جبران شود.
با اين وجود، آسيبشناسي دقيق ديابت تا قرن نوزدهم ميلادي به درستي روشن نشده بود. شاید یکی از گام های اساسی در مسیر کشف دانسته های امروزی در مورد دیابت را پل لانگرهانس در سال 1869 با کشف جزایر لانگرهانس در لوزالمعده برداشت.
در سال 1875، كلود برنارد کسی که «گليكوژن» را به عنوان فرآورده سوخت و ساز گلوكز در كبد معرفي كرد، اساس بیماری دیابت را کشف کرده و ثابت کرد که اختلال در سوخت و ساز گلوكز باعث ديابت ميشود. اما هنوز تا کشف کامل علت و آسیب شناسی دیابت راه درازی باقی مانده بود. تا اینکه، در سال 1889، اسكار مينورسكي و جوزف ون مرينگ، نشان دادند كه اگر لوزالمعده سگي را از بدنش بيرون آورند، علایم بیماری ديابت در سگ ایجاد ميشود و سگ بدون لوزالمعده بعد از مدتی ميميرد.
تقریبا از ابتدای قرن بیستم، نظریه بنیادین علت دیابت مطرح شد و آن این بود که بيماران ديابتي دچار كمبود مادهاي هستند كه لوزالمعده سالم آن را می سازد. گيورگ زولزر، دانشمند آلماني، در سال 1908 براي نخستينبار نشان داد كه با تزريق عصاره لوزالمعده ميتوان وارد شدن گلوكز را به ادرار كاهش داد. سپس در سال 1920 فردريك بنتينگ و چارلز بست آزمايشهاي خود را براي پيدا كردن مادهاي در عصاره لوزالمعده كه قند ادرار سگ ديابتي را كاهش ميدهد، آغاز كردند. آنها سرانجام توانستند در سال 1921، پروتئينی به نام انسولين را از لوزالمعده به دست آورند که با تزريق آن به كودكي 14 ساله در تورنتوي كانادا، علایم دیابت کودک بهبود یافته و قند داخل ادرار وی از بین رفت. این کشف بزرگ که علت دیابت و راه درمان آن را مشخص کرده بود جایزه نوبل سال 1923 را برای بنتینگ و همکارانش به ارمغان آورد.
از همان سال های 1920 که نقطه عطفی در تاریخ علم پزشکی خصوصا بیماری دیابت محسوب می شود، مسئله تهیه انسولین برای بیماران دیابتی دغدغه ذهنی بسیاری از دانشمندان شد. دانشمندان در آن زمان می دانستند که انسولین نوعی پروتئین ساده است که در بدن انسان و تمام پستانداران ترشح می شود. اما ساختار مولکولی انسولین انسان با سایر حیوانات تفاوت دارد. لذا پیدا کردن شبیه ترین مولکول انسولین حیوانی به مولکول انسولین انسانی هدف بعدی دانشمندان شد. در این مسیر 2 حیوان چهره های شاخصی یافتند و انسولین مترشحه لوزالمعده آنها نجات بخش جان میلیون ها نفر شد. انسولین گار انسولینی بود که تنها در 3 اسیدآمینه با انسولین انسان تفاروت داشت و انسولین خوک تنها در یک اسیدآمینه. انسولین های گاوی و خوکی خیلی موثر بودند ولی همان تفاوت های کوچک آنها باعث می شد تا برخی از بیماران دیابتی نسبت به مولکول انسولین حیوانی که وارد بدنشان می شد حساسیت نشان دهند. این مشکل وجود داشت تا این که در سال های دهه 1980 میلادی، تکنولوژی جدیدی این مشکل بیماران دیابتی را حل کرد. این تکنولوژی ساخت انسولین به روش نوترکیب بود که با کمک آن مولکولی دقیقا مشابه انسولین انسانی تولید شد. اين روزها بيشتر بيماران ديابتي وابسته به انسولين از اين نوع انسولين استفاده مي كنند و راه كشف درمان هاي نوين براي ديابت ادامه داد.
http://cffsd.org/fa/articles/post750.php